Mains
Last Posts
Categories
Monthly Archive
آنهایی که بعد از سالها،
آنهایی که بعد از سالها، برای اولینبار به ایران میروند، وقتی برمیگردند، میگویند: « نه بابا! آنطوری هم که میگفتند، بد نبود، اتفاقن خیلی هم خوب بود. سال دیگر دوباره میخواهم بروم. به فکرم اصلن یواش یواش بروم بمانم. » و یکی دو ماهی دچار افسردگی میشوند. سال دیگر، از سفر دوم که برمیگردند، میگویند: « خوب بود، خوش گذشت. به اندازهی دو سال انرژی گرفتم. آدم اگر بتواند شش ماه اینجا باشد و شش ماه آنجا خیلی عالی میشود. اما نمیشود که.» افسردگیشان سه چهار هفته بیشتر طول نمیکشد. دو سال بعد، از سفر سوم که برمیگردند، میگویند: « خُب دیگر... ایران است دیگر. میخواستم چهار هفته بمانم، سر سه هفته حوصلهام سرآمد، برگشتم.» اینبار فقط هشت ده روز افسردهاند. سه چهار سال بعد که برمیگردند، میگویند: « نه بابا! ایران فقط برای این خوب است که گاه گداری دو هفته بروی، مثل یک توریست حالت را بکنی و برگردی.» حالا دیگر نه تنها افسرده نیستند، بلکه خوشحال هم به نظر میرسند. بعد دیگر هر از چند سالی یکبار میروند. و وقتی برمیگردند، میگویند: « آخیش!»
از این بیشتر هنوز تجربه نشده.
--------