جمعه 14 بهمن 84 :: 03.02.06 

به مناسبتی باید بدانم در


به مناسبتی باید بدانم در فارسی به Oregano چه می‌گوییم. طبیعی است که اول به سراغ بهترین فرهنگ لغت ِ آلمانی - فارسی، یعنی فرهنگ لغت ِ تدوین ِ دکتر بهزاد می‌روم. Oregano را مراجعه می‌دهد بهOrigano و در برابرش نوشته: "مرزنگوش؛ مرزنجوش". مشکل اول ِ من این است که نمی‌دانم "مرزنگوش" یا "مرزنجوش" چی هست. در کنارش هم از خودم یک سئوال علمی می‌کنم: « چرا همین معنی را در برابر ِ Oregano که مصطلح است نیاورده؟ » وقتی در پیداکردن معنی ِ دقیق ِ کلمه شک دارم، محض احتیاط سری هم به فرهنگ آلمانی – فارسی، بروک هاوس، ترجمه‌ی آقای خشایار ِ قائم مقامی می‌زنم. آن‌جا هم ایضن ارجاعش، مثل ِ فرهنگ ِ آقای بهزاد است. و در برابر ِ Origano نوشته: "ادویه از برگ درخت". دوباره می‌خوانم، بله، سیاه روی سفید، نوشته شده: "ادویه از برگ ِ درخت." گویا قضیه دارد بیخ پیدامی‌کند. هربار کف‌گیر به ته دیگ می‌خورد، ناچارم بروم سراغ ِ فرهنگ ِ آلمانی – فارسی، تالیف ِ آقای امیراشرف آریان‌پور. بحمدالله فرهنگ ایشان نه Oregano را دارد و نه Origano را. خلاص. اما همان‌طور که دنبال Oregano یا Origano می‌گردم، چشمم می‌خورد به کلمه‌ی Orgasmus . خوب، کلمه‌ی تحریک‌کننده‌ای است. گفتم ببینم چی آورده‌اند؟ نوشته‌‌اند: "اوج لذت جنسی؛ طغیان ِ شهوت". "طغیان شهوت " را که خواندم، خندیدم، ترسیدم و کتاب را بستم.
هیژده نوزده سال پیش آقای حسین توکلی یک فرهنگ ِ آلمانی – فارسی ِ کوچولو اما خوبی درآورده بود. طفلک خودش می‌آمد در جلسات فرهنگی ِ ایرانی‌ها کتابس را می‌فروخت. اخیرن یک فرهنگ ِ فارسی – آلمانی هم درآورده‌اند که من هنوز ندارم. باری ایشان از آن فرهنگ ِ آلمانی – فارسی یک فرهنگ بهتر درآورده‌اند که من چاپ ِ 93 اش را دارم. بد نیست. ایشان خوشبختانه یک کلمه آورده‌اند، همان را که مصطلح نیست، یعنی Origano را و در برابرش نوشته‌اند: " پونه کوهی". حالا از خودم چند تا سئوال دارم: یک: « مگر آیا پونه همان نعنا نیست؟ » دو: « آیا پونه کوهی با پونه غیرکوهی فرق دارد؟» سه: « آیا پونه یا نعنا همان مرزنگوش یا مرزنجوش است؟» یا این‌که چهار: « فقط پونه‌ی کوهی می‌شود مرزنگوش یا مرزنجوش؟» یک چیز اما مسلم است: این کلمه به یک گیاه اطلاق می‌شود، پس باید در فرهنگ ِ مصور باشد. مستقیم می‌روم سراغ فارسی – آلمانی ، آکسفورد – دودن که " هیت مولفان دودن و بخش آلمانی مرکز نشر دانشگاه آکسفورد" آن را " تالیف " کرده‌اند و آقای مهندس حسین کاظم‌زاده آن را به فارسی ترجمه کرده است. به عبارت ساده‌تر آقای مهندس معادل ِ انگلیسی ِ کلمه‌ی آلمانی را یافته و آن را از انگلیسی به فارسی ترجمه کرده. تعریفی ندارد، اما پرُ بد هم نیست. در کمال تعجب می‌بینم نه از Oregano خبری هست و نه از Origano . فرهنگ مصور آلمانی - آلمانی ِ مصور هم این کلمه را ندارد. ناچارم دست به دامن همان فرهنگ ِ عهد بوقی ِ علوی – یونکر بشوم. عجیب است. این‌ها هم کلمه‌ی مصطلح ِ "پونه " را به کلمه‌ی غیرمصطلح ِ " پودنه" ارجاع داده‌اند. چاره‌ای نیست. در پرابر پودنه نوشته‌اند: Minze . " پونه‌ی کوهی " هم ندارند. حالا دیگر حسابی شک کرده‌ام. نکند " نعنا " با "پونه " فرق داشته و من نمی‌دانم. بله در برابر نعنا هم آورده‌اند: Minze . حتا " جوهر خشک ِ نعنا " را هم آورده‌اند. می‌شود: das Menthol. فرصتی اگر بود، می‌رفتم ببینم " جوهر خشک نعنا " چیست. از اسمش برمی‌آید برای درمان کچلی خوب باشد. فعلن اما گرفتار کلمه‌ی دیگری هستم. از آلمانی به انگلیسی می‌روم و در فرهنگ انگلیسی – فارسی ِ آریان‌پور کشف می‌کنم کهOregano همان " پونه‌ی کوهی " است. جمع‌بندی می‌کنم: یک " مرزنگوش " یا " مرزنجوش" داریم با دو تا " پونه‌ی کوهی " به اضافه‌ی یک " ادویه از برگ درخت. ".
فرهنگ ِ معین باید حتمن بتواند تکلیف این چند کلمه راروشن کند. می‌نویسد: "مرزنگوش یا مرزنجوش گیاهی از تیره‌ نعناعیان..." و بعد شرح ِ وصاف شکل و شمایل برگ و ساقه و غیرو. پس یعنی آیا مرزنگوش یا مرزنجوش خود ِ خود ِ نعنا نیست؟ لاتین و فرانسوی‌اش را هم در پانویس آورده:origanum marjorana به لاتین و " مرزنگوش ِ وحشی " به فرانسه می‌شود: origan vulgaire . آیا " مرزنگوش وحشی " با مرزنگوش ِ اهلی " فرق دارد؟ بگذریم از این‌که معلوم نیست چرا معادل ِ فرانسه‌ی کلمه را در فرهنگ لغت فارسی به فارسی ‌آورده‌اند. مجسم کنید مثلن فرانسوی‌ها در فرهنگ لغت‌شان (لاروس هست، نه؟) برای توضیح بیشتر همین origan vulgaire در پانویس بنویسند: فارسی: پونه کوهی!!! بگذریم . از مرزنگوش معین چیزهایی دست‌گیرم شد؛ شباهت ِOregano را با origan را می‌گویم. حالا ببینم درباره‌ی " پونه " چه می‌گوید. یارالعجب! معین هم " پونه " را ارجاع می‌دهد به " پودنه ". پس این باید یک روش علمی ِ پذیرفته شده باشد که کلمات ِ مصطلح را به کلمات ِ غیر مصطلح ارجاع می‌دهند. آیا حکمتش این است که به گنجینه‌ی لغات ِ مترادف ِ مراجعه‌کننده اضافه کنند؟ الله و اعلم. ببینم معین درباره‌ی" پودنه" چه می‌گوید. آورده: " گیاهی از تیره نعناعیان... ". و " نعناع" ؟ " گیاهی است که سررشته تیره نعناعیان می‌باشد..."
حالا چطور بفهمم Oregano به فارسی چه می‌شود؟ مرزنگوش یا مرزنجوش؟ پونه یا نعنا؟ پونه‌ی کوهی؟ ادویه از برگ درخت؟
--------
روزنوشت ناصر غیاثی
.: Movabletype 3.2 - Design: UPageNet™ - CopyRight © naserghiasi.com :.