گرچه خودت، حالا بعد از

گرچه خودت، حالا بعد از سه سفر، دیگر اُستا شده‌ای و می‌دانی. اما بیا یک مروری بکنیم:
اولین عارضه‌ی‌ پس از برگشتن، یک افسردگی ِ - بسته به میزان دل‌بستگی به آن‌جا و آن‌جایی‌ها و مدت اقامت در این‌جا - سی تا چهل روزه است. که البته آرام آرام ناپدید می‌شود و دوباره به این‌جا عادت می‌کنی و آن‌جا دوباره می‌شود "آن‌جا" . روزهای اول از خواب که بیدار می‌شوی، خیال می‌کنی هنوز آن‌جایی. بعد می‌بینی نه، متاسفانه – و در برخی موارد ِ نادر خوش‌بختانه- دوباره این‌جایی و در رخت‌خواب خودت.
عارضه‌ی دوم نقشه‌کشیدن‌ها و برنامه‌ریزی‌هاست: « دیگر خسته شده‌ام. بس است. چند سال غربت؟ آن‌جا کی و چی هستم؟ این‌جا کی و چی؟ به زودی برمی‌گردم.» این را بویژه آن‌هایی می‌گویند که پس از چندین سال، از سفر اول‌شان برگشته‌اند. رادیکال‌هاش می‌گویند: « می‌خواهم برگردم. کمی پول جمع می‌کنم، آن‌جا یک خانه می‌خرم و می‌روم.» معقول‌ترهایش می‌گویند: « شش ماه آن‌جا، شش ماه این‌جا. حالا گیرم یک ماه بیش‌تر یا کم‌تر. چاره‌اش فقط رهن کردن یک خانه در آن‌جا و کرایه کردن یک آپارتمان ِ یک اتاقه در این‌جاست.» ولی دیدیم که تا امروز بیشترشان یا اصلن هیچ‌وقت نرفتند که بمانند یا اگر رفتند، یکی دو سال بیشتر دوام نیاوردند و برگشتند. آن‌هایی که ماندند، اصلن انگار هیچ‌وقت این‌جا نبودند. عده‌ی بسیار قلیلی هم هستند که می‌گویند: « اگر کلاهم هم بیافتد آن‌طرف‌ها، نمی‌روم. این‌همه ترس و خرج، سرانجام خسته و پشیمان برگردم؟؟ نصف همین پول را می‌دهم، دو هفته می‌روم کوبا، عیش دنیا را می‌کنم.» این عده از آن‌طرف بام افتاده‌اند. این‌ها همیشه دماغ سربالا بوده‌اند و ناراضی و شرم‌زده از ایرانی بودن‌شان.
عارضه‌ی سوم و بدترین‌شان برای هر سه دسته پول تلفن‌ است.
حالا کی برویم آن‌جا؟
راستی رسیدن بخیر.
--------
.: Rss1 - Rss2 - Xml - Movabletype 3.2 - Design: UPageNet™ - CopyRight © naserghiasi.com - هرگونه استفاده از مطالب ِ این صفحه منوط است به اجازه از صاحب ِ آن و یا لینک دادن به صفحه :.