سه شنبه 13 تیر 85 :: 04.07.06 

داستانی از ولف دیتریش شنوره


ولف دیترش شنوُره به سال 1920 در فرانکفورت (ماین) متولد می‌شود و به سال ِ 1989 در کیل می‌میرد. او، نیز مثل هاینریش بُل، جزو کسانی محسوب می‌شود که پس از پایان ِ جنگ ِ جهانی ِ دوم، سال 1945، ناامید و سرخورده از ارزش‌های انسانی، به ویرانه‌ای به نام آلمان بازمی‌گردند. به سال 1947 جزو اعضای هیئت موسس ِ «گروه 47» می‌شود. گروهی که در آن نویسندگان جوان آلمان گردهم می‌آیند تا «آغازی نو» در ادبیات ِ پس از جنگ ِ آلمان بیافرینند. از شنوره 40 کتاب، بیست نمایشنامه‌ی رادیویی، پانزده فیلم تلویزیونی و داستان‌کوتاه بسیاری باقی مانده‌است. مشهورترین اثر او " بوتیمار می‌خواند" نام دارد.
داستان ِ "خاک‌سپاری" شاهدی است بر فقر، شکستن ِ حرمت انسان و مرگ خدا (در داستان Gott) در "ساعت صفر". "ساعت صفر" نامی است که به سال‌های نخست پس از جنگ در آلمان داده‌اند، ساعتی که می‌بایست برای بازسازی از صفر آغازنمود.

خاک‌سپاری را در دوات بخوانید.


روزنوشت ناصر غیاثی
.: Movabletype 3.2 - Design: UPageNet™ - CopyRight © naserghiasi.com :.