پنجشنبه 22 تیر 85 :: 13.07.06 

بخشی از کتاب ِ «سقراط ِ زخمی«


پیش‌تر خبر نشر ِ ترجمه‌ی «سقراط زخمی» را توسط انتشارات ِ حوض نقره داده بودم.« سقراط زخمی » داستان ِ سقراط ، فیلسوف ِ یونانی است که به عنوان ِ سرباز در جنگ ِ دلیون با ایران شرکت می‌کند. در پای سقراط خاری فرومی‌رود و این باعث ِ پیروزی ِ جنگ به فرماندهی ِ آلکیبیادس می‌شود. سقراط گرچه مخالف جنگ بوده، اما از او به عنوان ِ قهرمان ِ جنگی تقدیر به عمل می‌آید.
« سقراط ِ زخمی » داستان ِ شجاعت است، شجاعت ِ اخلاقی.
برتولت برشت این داستان را در سال ِ 1939، وقتی در تبعید بود، برای کودکان و نوجوانان نوشت.
بخشی از کتاب را بخوانید:

سقراط در صبح ِ جنگ تا جایی که می‌توانست، خود را برای کارزاری خونین آماده کرده بود. به این ترتیب که پیاز می‌جوید، چیزی که به عقیده‌ی سربازان، شجاعت‌زا بود. شکاکیت‌اش در بسیاری از حوزه‌ها، باعث ساده‌لوحی‌اش در بسیاری از حوزه‌های دیگر شده بود. او مخالف نظریه‌پردازی و طرفدار ِ تجربه‌ی عملی بود و پس به ایزدان اعتقادی نداشت، اما به پیاز چرا.
متاسفانه پیاز تاثیر چندانی در او نمی‌کرد، یا به هرحال تاثیر فوری نداشت. به این ترتیب سلانه سلانه و با دلی گرفته، در گروهان‌اش راه می‌رفت. این گروهان با شمشیر می‌جنگید و به ستون یک در موضع‌اش، مزرعه‌ای دروشده، پی‌شروی میکرد. جلو و عقب ِ او جوانانی از حومه‌ی آتن، سکندری‌خوران، به او گوشزد می‌کردند که سپر ِ زرداخانه‌های آتن برای آدم‌های چاقی مثل او، بسیار کوچک ساخته شده‌است. خود ِ او نیز براین باور بود، با این تفاوت که از نظر او، این آدمهای پت و پهن بودند که سپرهایی که به طرز مسخره‌ای کم‌عرض بودند، حتا نصف تنه‌شان را هم نمی‌پوشاند.
در بازار به اندازه‌ی نیاز ِ یک سرباز ِ ساده پیاز نبود.
...
این‌که صبح ِ به این زودی، به جای آنکه در رختخواب درازکشیده باشی، این‌جا وسط مزرعه روی زمین ِ خالی نشسته باشی، آن‌هم با دست‌کم پنج کیلو آهن بر تن و یک سرنیزه در دست، چقدر غیر طبیعی بود. این درست که وقتی به شهر حمله می‌شود، باید دفاع کرد، چرا که در غیر این‌صورت دچار مشکلات عدیده‌ای خواهند شد، ولی آخر چرا به شهر حمله می‌کنند؟ چون کشتی‌رانان، صاحبان ِ تاکستان‌ها و تاجران برده در آسیای صغیر موی دماغ ِ کشتی‌ران‌ها و صاحبان تاکستان‌ها و تاجران ِ برده‌ی ایرانی شده بودند. چه دلایلی!!!


روزنوشت ناصر غیاثی
.: Movabletype 3.2 - Design: UPageNet™ - CopyRight © naserghiasi.com :.