«این‌جا» و «آن‌جا» (4)

خانم‌ها وآقایان عزیزی که «این‌جا» پنچرگیری می‌کنید، وقتی رفتید «آن‌جا»، لطفن نگویید صاحب پمپ بنزین هستید.
خانم‌ها و آقایان ِ عزیزی که «این‌جا» گارسون هستید، وقتی رفتید «آن‌جا»، لطفن نگویید رستوران دارید.
خانم ها و آقایان ِ عزیزی که «این‌جا» در پذیرش هتل کارمیکنید، وقتی رفتید «آن‌جا»، لطفن نگویید مدیر هتل هستید.
خانم‌ها و آقایان ِ عزیزی که «این‌جا» نگهبان ِ استودیوی فیلم هستید، وقتی رفتید «آن‌جا»، لطفن نگویید کار مونتاژ می‌کنید.
خانم‌ها و آقایان ِ عزیزی که «این‌جا» روزنامه می‌فروشید، وقتی رفتید «آن‌جا»، لطفن نگویید روزنامه‌نگارید.
خانم‌ها و آقایان ِ عزیزی که «این‌جا» راننده‌ی آمبولانس هستید، وقتی رفتید «آن‌جا»، لطفن نگویید در بخش ِ تجهیزات ِ پزشکی کارمی‌کنید.
خانم‌ها و آقایان ِ عزیزی که «این‌جا» دانشجوی مادام‌العُمر هستید، وقتی رفتید «آن‌جا»، لطفن نگویید استاد ِ دانشگاه هستید.
خلاصه، خانم‌ها و آقایان ِ عزیزی که «این‌جا» بُز می‌چرانید، وقتی رفتید «آن‌جا»، لطفن نگویید دامداری دارم. چون وقتی یکی پیدا بشود و بگوید من «آن‌جا» تاکسی می‌رانم، به او خواهند گفت: « پس بگو داری بُز می‌چرانی! نمی‌بینی فلانی «آنجا» صاحب یک دام‌داری شده؟» آن وقت آدم ناچار است در راستای توهم‌زادیی و خودپدافندی!!! بگوید شما دروغ می‌گویید.

.: Rss1 - Rss2 - Xml - Movabletype 3.2 - Design: UPageNet™ - CopyRight © naserghiasi.com - هرگونه استفاده از مطالب ِ این صفحه منوط است به اجازه از صاحب ِ آن و یا لینک دادن به صفحه :.