به گمانم همه در دو نکته اتفاق نظر داریم که اولن مترجم زیر سایهی آفریننده در زبان اصلی ایستاده و بعد هر مترجمی روایت خودش را از متن در زبان اصلی دارد. مترجم کارکشته با انتخاب لحن و زبان مطابق با آنچه در متن اصلی آمده، میکوشد اثر را طوری ترجمه کند(یا حتا در سطح ِ عالی میتوانیم بگوییم: بنویسد) که انگار نویسنده آن را به زبان مقصد نوشته است.
مثلن مترجمی مثل آقای کاوه میرعباسی در ترجمهی «زندهام که روایت کنم» از مارکز دست به چنین گزینشی زده است. خوانندهای مثل ِ من که اسپانیایی نمیداند، میتواند خرسند باشد که کتابی را خوانده، بدون ذرهای لغزش در زبان یا لحن در فارسی و لذت برده است. اما وقتی کتابی ترجمه شده، پر از غلطهای دستوری و جملات نامفهوم است (قبلن مفصلتر پرداخته بودم) عطای خواندن ِ کتاب را به لقایش میبخشد و میفهمد ترجمهی کتاب مزخرف است. در این صورت اصلن نیازی به مراجعه به متن اصلی نیست.
و بعد خوانندهای مثل من که نمیتواند ادعا کند انگلیسی بلد است و اگر هم بلد باشد امکان ِ یافتن متن اصلی را ندارد، وقتی با دو ترجمه از یک داستان مواجه میشود، میخواهد با درکنارهم نهادن ِ دو متن دربیابد که کدام یک از دو مترجم توانستهاند روایت ِ (ونه لزومن ترجمهی) بهتری از داستان را به فارسی ارایه کنند. در آن یادداشت قصدم نه سنجیدن ِ ترجمهی دو داستان با متن ِ اصلی ، بلکه مقابلهی ترجمهی دو داستان بوده. من با حرف خانم یا آقای بروزیان کاملن موافقم وقتی میگویند: قبل از اینکه متن اصلی را ببینیم میتوان به نثر ترجمه دقت کرد و بعد اگر صحیح بود متن اصلی را پیش کشید. بله، اگر میخواستم ببینم کدامیک از دو مترجم ترجمهی بهتر و دقیقتری از داستان ارایه داده، ناگزیر به مراجعه به متن اصلی بودم. پس وقتی پای مراجعه به متن اصلی زمانی به میان میآید که بخواهم ببینم آیا مترجم کتاب را درست و خوب ترجمه کرده یا نه. ترجمهی «درست» و «خوب» از یک کتاب از نظر من یعنی سکته نداشتن زبان، یکدستی لحن و زبان، وفاداری تا سرحدامکان به متن اصلی و در یک کلام – همانطور که در بالا گفتم - یعنی انگار نویسنده اثرش را به فارسی نوشته باشد.
و سرانجام اینکه پژمان عزیز، مرحوم ذبیحالله منصوری تنها یک استثناء است و با توسل به استثناء نمیتوان قاعده ساخت.
و در حاشیهی بحث: خانم نرگس! – که معلوم نیست خانم باشید و اسمتان نرگس باشد و حتا از گذاشتن یک آدرس ایمیل دریغ داشتید- لطفن مرا وسیله نکنید تا بگویید «ترجمهی آقای امرائی از کوتاهترین داستان های کوتاه جهان بدون متن اصلی قابل فهم نیست». حکم غیرمستدل نفرمایید. بردارید این ادعایتان را در مقالهای اثبات کنید.جایش میتواند همینجا باشد.