چهارشنبه 1 آذر 85 :: 22.11.06 

فرامعنا


یارمبارک بادا
...
کارخانه روغن زیتون
عکس جن
سرگذشت زندگی هیتلر
سایه خیال
حوادث پایان زمان
زن زیبا
شور
آشپزی
لب بغل سینه
من
بازار هفتگی گیلان
خانم پرستار
انسانها
هستند
آبی
کتابها
دود
مثل
رشت
blog
داستان
غیاثی
مرز

این یک شعر ِ متفاوط ِ فراپسا مدرن ِ ساختارشکن ِ معناگریز ِ فراواقعی ِ گریزان از متن که تنها روساخت و نه زیرساخت ِ چندلایه‌ای آن در ابرمتن، در خوانشی دیگرگون، نه به سوگ ِ شاعر (مولف مرده، زنده باد مولف) که به سوگ ِ نویسایش نشسته نباشد، نیست؛ بلکه یک مشت کلمه است که کسانی آنها را در گوگل جستجو کرده و به سایت من رسیده‌اند. امیدوارم نه این‌جا گول خورده باشید، و نه جای دیگر گول بخورید .


روزنوشت ناصر غیاثی
.: Movabletype 3.2 - Design: UPageNet™ - CopyRight © naserghiasi.com :.