شنبه 11 آذر 85 :: 02.12.06 

آرش سیگارچی


آرش را فقط چند بار دیدم، سه سال پیش که رشت بودم. خاطره‌ای که از او در ذهنم مانده، جوانی است پرشور و در سرش سوداهای فراوان و البته میزبانی به غایت مهربان.
دیروز که خبر بد را در وبلاگش خواندم، به هم ریختم: اول زندان، بعد مرگ برادر و حالا بیماری.
اما آرش سر پرشوری دارد. من می‌دانم این یکی را هم با غرور و سربلندی از سر می‌گذارند. می‌دانم.


روزنوشت ناصر غیاثی
.: Movabletype 3.2 - Design: UPageNet™ - CopyRight © naserghiasi.com :.