کابوس‌ها و رویاهای امبرتو اکو( Umberto eco ) در هفتاد و پنج سالگی

رویاهایم گاهی داستان‌هایم را تحت تاثیر قرارداده‌اند، حتا اگر خیلی به ندرت. در رمانم «آونگ ِ فوکو» می‌گذارم که جاکوبو بلبو، ویراستار انتشارات، یکی از رویاهای مربوط به ترس مرا از سربگذارند: در شهر غریبی هستم، شهری که در واقع خیال می‌کنم خوب می‌شناسم‌اش. می‌دانم اگر به خیابان سمت راست بپیچم، به ناحیه‌ای می‌رسم که از آن خیلی خوشم خواهد آمد. اما مشکل این است که دیگر نمی‌توانم آن‌جا را پیدا کنم. ادامه در رایو زمانه

.: Rss1 - Rss2 - Xml - Movabletype 3.2 - Design: UPageNet™ - CopyRight © naserghiasi.com - هرگونه استفاده از مطالب ِ این صفحه منوط است به اجازه از صاحب ِ آن و یا لینک دادن به صفحه :.