نامه‌ی وارده در 05.01.2007


    کمال جمالی  Name:  
Subject:      Franzobel
----------------------------------------------
جناب اصغر غیاثی
سلام. نوشته هات را خوندم. خوب است که این همه به مسایل مختلف دقت می کنی. خوب سوراخ دعا را پیدا کردی و می خواهی مشهور بشی. بهترین راه را انتخاب را کردی. روانپزشکان هم همین توصیه را به بیماران خودشون  می کنن. یعنی می گن اگر تو را به جمعی راه ندادند با هاشون دعوا راه بنداز. بعد جماعت خیال می کند حتما چیزی تو چنته داری.
مصاحبه ات رو تو آینده ی نو خوندم و دیدم و فهمیدم چرا ناراحت شدی. راستی، عکس ات هم خیلی باحال بود. ماشاالله هیچی از فرانتس سوبل کم نداری، خیلی سری. ای کاش وقتی این جا بودی پیدات می کردم و برات شبی برگزار می کردم و مصاحبه ای.
راستی، همین جوری اگر راهت رو ادامه بدی، خیلی زود موفق می شی و تا چند وقت دیگه به شهرت   می رسی و شاید هم یه ناشری بالاخره پیدا بشه و کارات را چاپ کنه. فقط بالاغیرتا جای کارت را عوض نکن. چون ممکنه بعد از تاکسی نوشت نوبت به ... نوشت برسه. راستی، دموکراسی خیلی خوبه، نه؟ تو هم که بلد نیستی خط بزنی، پس بذار همین ده پانزده نفری که این نوشته ها را می خونن، خودشون این نوشته رو کنار بقیه ی این نوشته های اتوکشیده بخونند و خودشان قضاوت کنند.
قربانت
کمال جمالی
kamaljamal@yahoo.com


 به قول کمال جمالی (پشت چه اسمی هم قایم شده: هم کمال دارد هم جمال!!!) آهای ده پانزده نفری که این نوشته را می‌خونین، شما خودتون این نوشته رو کنار بقیه‌ی این نوشته‌های اتوکشیده بخونین و خودتون قضاوت کنین. از شما می‌پرسم: این نامه مصداق بارز آن ضرب‌المثل ِ معروف نیست که: همه رو برق می‌گیره، ما رو  چراغ نفتی؟
ناصر غیاثی

.: Rss1 - Rss2 - Xml - Movabletype 3.2 - Design: UPageNet™ - CopyRight © naserghiasi.com - هرگونه استفاده از مطالب ِ این صفحه منوط است به اجازه از صاحب ِ آن و یا لینک دادن به صفحه :.