چند توضیح برای خوانندگان وبلاگ ِ مجید زهری که احتمالن – به خاطر فحاشیهای اخیرش گذرشان به اینجا میافتد: پرفسور مجید خان جان که دایم در حال تشخیص "گرفتاری های ما ملت" در عرصههای جامعهشناسی و اقتصاد و سیاست و ادبیات و فرهنگ و فلسفه و غیرو هستی! یک: عکس روی جلد ِ تاکسینوشت توی همین سایت هست. هر آدم بینایی کلیک که بکند، خواهد دید زیرش نیامده «مجموعه قصه». اما داخل کتاب آمده: «مجموعه داستان» که تو نه عکس را دیدهای و نه کتاب را خواندهای. تفاوت است بین "قصه" و "داستان"، استاد! دو: "در کاردار سفارت" سخنرانی نمیکنند، "کاردار" مکان نیست، آدم است. سه: تو حتمن تجربه داری که میدانی "مواجب را میفرستند در خانه". چهار: باز بنا بر تجربهی شخصی است لابد که میگویی، سخنرانی در کنسولگری عنوان "نویسنده" را به ارمغان میآورد. پنج: من در انجمن دوستی ایران و آلمان سخنرانی کرده بودم و نه در سفارت یا کنسولگری، آن هم شش ماه پیش. مواجبم را هم به شماره حساب بانکیام حواله کردهاند. شش: من "در نیمچهوبلاگ متروک" خودم تو را نه نویسنده دانستم و نه اهل فکر، چراکه جای تو در هیچ یک از این عده آدم نیست. دستبالا میتوان تو را یک سلطنتطلب ِ دست ششم دانست که دربارهی تمام امور عالم اظهار فضله میکند. هفت: به همین خاطر هم بود که در مورد آموزش زبان آلمانی ِ تو فقط یک لینک دادم. حالا ناچارم چیزی یادت بدهم: استاد همهچیزدان! در زبان آلمانی سه تا sie داریم. یکیاش به معنی ِ "او"، سوم شخص مفرد مونث است که همان she زبان انگلیسی باشد. دومی به معنی "آنها" "اینها" است که همان they انگلیسی باشد و سرانجام سومی به معنی "شما" برای دوم شخص مفرد است و وقتی است که بخواهند محترمانه با یکی حرف بزنند. S این Sie را همیشه باید بزرگ نوشت، فرقی نمیکند کجای جمله بیاید. به همین خاطر وقتی در جملهای گفتاری، تشخیص ِ دو تا sie از هم مشکل باشد، میگویند: Sie, groß geschrieben. یعنی منظور آن sie است که بزرگ نوشته میشود تا طرف مقابل بفهمد که منظور "او" یا "آنها" نیست.
امان از دست ِ این میوهی تازه رسیدهی آبدار ِ نوبری، پرفسور دکتر مجید خان زهری، که نه آدمیرال است نه پیاز و نه چغندر! یک پست ننوشته که به درد زخمی بخورد، مگر عقدهی حقارتاش.
خوانندگان این وبلاگ به خاطر این پست مرا ببخشند. ناچار بودم . برویم سر کار و زندگیمان.