جمعه 24 فروردین 86 :: 13.04.07 

سه جمله از سه کتابی که تازه خوانده‌ام


 « آیا نمی‌دانی – هنوز هم نمی‌دانی – که تبعید خیلی به کودکی مربوط می‌شود، با توهمات ِ بی‌اساس‌اش، با معصومیت ِ کوبنده‌اش؟ »
 " Landschaften einer fernen Mutter " (مناظر مادری دور)، سعید (نویسنده و شاعر ایرانی که به آلمانی می‌نویسد)

 «خارجی بودن، یک جور حاملگی ِ مادام‌العمر است؛ با یک انتظار ابدی، تحمل باری همیشگی، و ناخوشی مدام. یک جور مسئولیت مداوم و بی‌وقفه. یک جمله‌ی معترضه وسط چیزی که یک موقعی اسمش زندگی معمولی بوده، فقط برای این‌که نشان بدهد، از زندگی قبلی خبری نیست، و جای آن را چیزی پیچیده و پرزحمت گرفته.»
 "هم‌نام"، جومپا لاهیری، ترجمه‌ی امیرمهدی حقیقت

«...از لحاظ روانشناسی وقتی آدم سرزمینی رو از دست بده مثل اینه که هنوز پیداش نکرده»
" مسافر هیچ کجا"، رضا دانشور


روزنوشت ناصر غیاثی
.: Movabletype 3.2 - Design: UPageNet™ - CopyRight © naserghiasi.com :.