این چه اوضاعیست که در آن نویسندهای که در طول ِ هفت هشت سال گذشته دو کتاب داستان ِ مجوزدار منتشر کرده، به جرمی موهوم دستگیر و زندانی میشود؟ بعد هم میگویند: «صدایش را درنیاورید! وگرنه...»؟ این چگونه اوضاعیست که در آن پس از چهل روز که از دستگیری و زندانی نویسنده میگذرد، خانوادهاش تازه باید تقاضا کند پروندهاش را بفرستند پایتخت؟ این چه اوضاعیست که در آن عقوبت ِ نوشتن و چاپ ِ چهار پنج جملهی - گیرم توهینآمیز - در کتابی داستانی و مجوزدار، زندان است؟ این چه اوضاعیست که در آن محتوای پروندهی مجرم ظاهرن چیزی نیست مگر چهار پنج جمله از دو کتاب ِ داستان، گیرم با تیراژ ِ بالای سه هزارتا در کشوری هفتاد و دو ملیونی؟ این چه اوضاعیست که در آن دربارهی «ادبيات معاصرايران درچشمانداز جهانی » نشست برگزار میکنیم؟
اوضاع چطور است؟