وقتی سه روز تمام مشغول ترجمهی متنی سفارشی باشی که سراسر فقط اداست و از جنس و جنم آن نثرهایی که فخرفروشاند و جملات طولانی ِ پیچ در پیچ مینویسند تا چنتهی خالیشان رو نشود و دو روز ِ بعدش هم را صرف تایپ کردن ِ متنی کنی که هیچ بویی از فارسی به مشاماش نخورده، و امروز و فردایت را هم بنشینی تا فرمهای 24 صفحهای مالیاتی ِ سالهای 2004 و 2005 و 2006 را پرکنی، ذهنات از کار میافتد و نمیتوانی چیزی بنویسی مگر همین گزارش خشک و خالی.