« آیا نمیدانی – هنوز هم نمیدانی – که تبعید خیلی به کودکی مربوط میشود، با توهمات ِ بیاساساش، با معصومیت ِ کوبندهاش؟ »
" Landschaften einer fernen Mutter " (مناظر مادری دور)، سعید (نویسنده و شاعر ایرانی که به آلمانی مینویسد)
«خارجی بودن، یک جور حاملگی ِ مادامالعمر است؛ با یک انتظار ابدی، تحمل باری همیشگی، و ناخوشی مدام. یک جور مسئولیت مداوم و بیوقفه. یک جملهی معترضه وسط چیزی که یک موقعی اسمش زندگی معمولی بوده، فقط برای اینکه نشان بدهد، از زندگی قبلی خبری نیست، و جای آن را چیزی پیچیده و پرزحمت گرفته.»
"همنام"، جومپا لاهیری، ترجمهی امیرمهدی حقیقت
«...از لحاظ روانشناسی وقتی آدم سرزمینی رو از دست بده مثل اینه که هنوز پیداش نکرده»
" مسافر هیچ کجا"، رضا دانشور