چهارشنبه 12 اردیبهشت 86 :: 02.05.07 

جوهر


مدرسه‌رو که شدی، حکم کردند باید با قلم بنویسی، تا خط‌ات خوب بشود(که انگار شد). کیف می‌کردی وقتی برای خریدن جوهر تازه پول می‌گرفتی. بعد که اجازه دادند با خودکار بنویسی، جانت به لبت می‌رسید تا جوهرش به آخر برسد، می‌خواستی آن‌قدر بنویسی تا هرچه زودتر  تمام بشود.  خودنویس‌دار هم که شدی، این شور وشوق با تو بود. اما جوهر این کامپیوتر ِ لامذهب هرگز تمام نمی‌شود. حتا وقتی انگشتان ِ دست‌ات از فرط کوبیدن روی این صفحه کلید پینه ببندد.


روزنوشت ناصر غیاثی
.: Movabletype 3.2 - Design: UPageNet™ - CopyRight © naserghiasi.com :.