سه شنبه 1 خرداد 86 :: 22.05.07 


...چای‌اش را که هم زد، یک قاشق شکر ریخت کف ِ دست‌اش و بلند شد. گفتم: «کجا؟» گفت: « می‌روم سهم ِ مورچه‌های روی بالکن را بدهم.»


روزنوشت ناصر غیاثی
.: Movabletype 3.2 - Design: UPageNet™ - CopyRight © naserghiasi.com :.