فصلنامهی (aus Afrika Asien Lateinamerika Literaturnachrichten) (اخبار ادبی ِ آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین) بخش زیادی از شمارهی تابستان امسالاش را اختصاص داده به ادبیات ِ معاصر ایران، که در آن گفتگویی هم با عباس معروفی دارد. در این گفتگو، مصاحبهگر مجله از معروفی میپرسد: «شما در رمانهایتان هم از سنتهای ایرانی و هم از سنتهای غربی استفاده میکنید. اثر شما را به عنوان بخشی از "سنت سیاه" ِ ( dark tradition) ادبیات مدرن ایران توصیف کردهاند. آیا این مکتب ِ خاصیست؟» عباس معروفی جواب میدهد: «صادق هدایت و هوشنگ گلشیری پیش از من اینکار را کردهاند. اما آنها تاثیری روی آثار ِ من ندارند. من بیست سال با هوشنگ گلشیری همکاری کردهام، مدتی شاگردش بودهام. او میخواست که من دقیقن همانطور بنویسم که او. گله هم کرده است که من اینکار را نکردهام. اما بعد دربارهی سمفونی مردگان نوشتهاست که سمفونی مردگان در کنار بوف کور ِ هدایت تنها شاهکار ِ رمان ِ نوی ایران است.»
من به عنوان خوانندهی این فصلنامه از عباس معروفی میپرسم: گلشیری کجا نوشته " سمفونی مردگان در کنار بوف کور تنها شاهکار رمان ِ نوی ایران است"؟ یعنی به عبارت دیگر کجا نوشته و اعتقاد داشته که "سمفونی مردگان" نه تنها پس از "بوف کور" قرار نمیگیرد، بلکه در کنار آن قرار دارد؟
این را میپرسم چون اینجا خواندهام: (( گلشیری داستانویس درباره «سمفونی مردگان» عباس معروفی گفته بود: «خارجیها وقتی «خشم و هیاهو» را دارند، بدل آن را میخواهند چه کنند؟»))
پینوشت: یکی از دوستانم تذکر داده که گلشیری در «باغ در باغ»، جلد اول، صفحهی 464 نوشته: «سمفونی مردگان (1368) نوشته عباس معروفی رمان متوسطی است. دقیقا بر گرته خشم و هیاهو نوشته شده است (که اثباتش آسان است) و جز بخش آغازین مومان یکم و مومان یکم آخر کتاب بقیه فاقد قدرت است و اغلب تکرار مکرارات.»