تصور میکنم یکی از بسیار احتمالات ِ ممکن میتواند این بوده باشد که یکی کتری را آب کرد، گذاشت روی اجاق. با خودش گفت: «تا آب جوش بیاید، بروم سر کوچه چیز بخرم.» مثلن قند، روزنامه یا سیگار. احتمالن توی کوچه دوستی، رفیقی، همسایهای را دید و ایستاد به اختلاط یا با صاحب مغازه ایستاد به گپ. وقتی برگشت، دید تمام آب بخار شده و کتری سوخته و (خانه) بو ی کتری سوخته گرفته (مگر وقتی کتری بسوزد، بو میگیرد؟ یا مگر وقتی کتری بسوزد، خانه بوی کتری سوخته میگیرد؟ اصلن مگر بویی به نام «کتری سوخته» وجود دارد؟). دلش نیامد کتری را بیاندازد دور،(احتمالن چون خاطرهبرانگیز بوده؟) و یک کتری تازه بخرد. اما وقتی بوی کتری سوخته (در خانه؟) کلافهاش کرد، رفت توی یک کافه نت یا کامپیوتر خودش را در خانه روشن کرد و برای اینکه ببیند چطور میشود بوی کتری سوخته را برطرف کرد، به گوگل داده: «برطرف کردن بوی کتری سوخته».
بله، تصور میکنم این میتواند یکی از بسیار احتمالات ِ ممکن بوده باشد. وگرنه چطور میشود کسی در اینترنت دنبال ِ «برطرف کردن ِ بوی کتری سوخته» باشد و از وبلاگ ِ من سردربیاورد؟