سه شنبه 25 دی 86 :: 15.01.08 

کدام مترجم اشتباه نمی‌کند؟


آقای غياثی من امشب از سوی دوستی به وبلاگ شما هدايت شدم. متن يکی از نامه‌های کافکا را که ترجمه کرده‌ايد خواندم و به سرم زد که چند جمله‌ای برايتان بنويسم و به نکته‌ای اشاره ایکنم؛ با اين اميد که خدای ناکرده موجب دلگيری شما را فراهم نياورم. چون چند وقت پيش با تذکری کوتاه به نوشته‌ی يکی از هموطنانمان، ظاهراً او را آزرده خاطر کردم؛ کاری که اصلاً قصد آن را نداشتم.به هر حال اين شما و اين نکته مورد نظرم من:

تصور می‌کنم که ظاهراً  بنده خدا کافکا هم مثل شما جدی جدی معنای Reformationsfest را نمی‌دانسته! چون خودش هم می‌نويسد (با ترجمه و شيوه نگارش شما): "چیزی که احتمالن معنای عمیقی دارد، اما کی می‌تواند پیدایش کند؟!" من اول تصور کردم اين جمله: "اما کی می‌تواند پیدایش کند؟!" را شما اضافه کرده‌ايد! چون نتوانستيد معنا و معادل درست Reformationsfest را پيدا کنيد و ترجمه کرده‌ايد: "جشن رفورماسيون"! ولی وقتی به متن اصلی نگاه کردم ديدم نه بابا بنده خدا کافکا راستی راستی يک جورايی نوشته: "اما کی می‌تواند پیدایش کند؟!" از شوخی که بگذريم: راستی کی می‌تواند پيدايش کند؟! خُب حالا من سعی می‌کنم تا مشکل کافکا و ايضاً مشکل شما را شايد بتوانم رفع کنم.
اولاً که Reformationsfest يک روز مذهبی از اعياد پيروان کليسای پروتستان است که اگر اشتباه نکنم در 31 اکتبر برگزار می‌شود. دوم آنکه  به روزهای مذهبی اين چنينی هيچ وقت "جشن" نمی‌گويند بلکه "عيد" معادل فارسی درست Fest است. شما مثلاً هيچ وقت نمی‌گوييد "جشن قربان" يا "جشن فطر" و جز اينها. بلکه می‌گوييد "عيد قربان" يا "عيد فطر". آنجا که اصطلاحی حوزه معنايی مذهبی دارد به سادگی می‌توان معادل آن را در زبان فارسی پيدا کرد. چون زبان فارسی در سرزمينی رشد کرده و تکامل يافته که شاهد پيدايش چند دين بوده است و پيروان اديان مختلف آنهم با زبان‌های گوناگون در آن زندگی می‌کنند. زياد دردسرتان ندهم. آخر سر هم اگر اشتباه نکنم میتوان به اين عيد مذهبی کليسای لوتری "عيد تهذيب" گفت. حتماً می‌دانيد که معنا و معادل رايج"" Reformation  اصلاح است و معنای تاريخی – مذهبی آن "جنبش اصلاح دين" يا "دين پيرايی" است. اتفاقاً "تهذيب" هم يعنی "اصلاح کردن". منظور لوتر هم در آن 95 تزی که در 31 اکتبر 1517 ميلادی مطرح کرد در مجموع "تهذيب/ اصلاح اخلاق" بود. به همين سادگی!اين را هم بگويم که اين معادلی است که البته من برای اين اصطلاح پيشنهاد می‌کنم با اين توضيح که تا کنون جايی در فرهنگ زبان نديده‌ام که از اين معادل استفاده شود. اگر هم کسی بگويد خُب چرا نمی‌گوييم "عيد اصلاح" در پاسخش می‌گويم کلمه "تهذيب" نه تنها بار مذهبی بيشتری دارد بلکه آوايی مذهبی هم دارد و وقتی به گوش شنونده‌ای و يا چشم خوانندهای می‌آيد که پيشينه  Reformationsfest" (عيد تهذيب") را نمی‌داند، مثلاً فکر نمی‌کند که اين روز يکی از روزها يا جشن‌های ملی آلمانی‌ها است، بلکه طبعاً روزی مذهبی برايش تداعی می‌شود. در ضمن برای اطلاع دوستان انگليسی‌دان هم که احتمالاً معادل انگليسی Reformationsfest را نمیداند، بگويم که در سرزمين‌های انگليسی زبان به اين روز Reformation Day  می‌گويند. بيش از اين دردسرتان نمی‌دهم. يادداشتم را پای مطلبتان نگذاشتم چون فکر کردم شايد نخواهيد منتشر کنيد. پايدار باشيد و سربلند. خسرو ناقد

پیش از هرچیز بگویم: ممنونم آقای ناقد، بسیار ممنونم که محبت کردید و وقت گذاشتید و برایم نوشتید.
به گمانم  به‌تر است قبل از این‌که تکلیف Fest را تعیین کنیم، ، برویم سراغ Reformation(رفورماسیون).
اجازه بدهید ابتدا اول برویم سراغ ِ فرهنگ‌های آلمانی / فارسی که من دارم: دکتر بهزاد: نهضت ِ اصلاح ِ دینی، جنبش دین‌پیرایی. اشعری: تجدید نظر مذهبی در قرن شانزدهم توسط مارتین لوتر که منجر به تشکیل کلیسای انجیلی شد. قائم مقامی: 1- دگرگونی ریشه‌ای (کذا فی‌الاصل!) 2- اصلاح مذهب در کلیسای کاتولیک که توسط مارتین لوتر انجام شد. امیراشرف آریانپور: 1- دوباره سازی 2- جنبش مذهبی در سده شانزدهم برای اصلاح کلیسای رم. جاوید: دوباره‌سازی، نوسازی، تحول بنیادی تفکرات در مسیحیت (قرن شانزدهم) توکلی: تحول مذهبی در کلیسا در قرن شانزدهم که باعث پیدایش دو شاخه کاتولیک و پروتستان شد، نوسازی. خود شما در فرهنگ لغت‌تان برابر Reform   آورده‌اید: "اصلاح" و در برابر Reformist آورده‌اید: "اصلاح‌طلب". و سرانجام آقای داریوش آشوری در فرهنگ ِ واژه‌نامه انگلیسی برای علوم انسانی برای reformation  درمعنای سوم و آخر کلمه آورده‌اند: (جنبش) ِ دین‌پیرایی. چنان‌که پیداست، مراجعه به فرهنگ‌های لغت چاره‌ی کار من نبود.از آن‌جا که خود ِ من کلمه‌ی فارسی ِ «رفورماسیون» را خوانده بودم، فرض را براین گذاشتم، خواننده‌ای که نامه‌ی کافکا را می‌خواند، به احتمال قریب به یقین معنی رفورماسیون را می‌داند و اگر نداند، حتمن سری به فرهنگ معین می‌زند، و اگر هم نزد، دست‌کم این شانس را دارد که این کلمه را برای اولین‌بار ببیند. بگذریم که از این که از طرفی هم الان  یکی از اصطلاحات ِ رایج در زبان فارسی برای اصلاح‌طلبان ِ سیاسی، رفورمیست است و از طرف دیگر در فرهنگ سیاسی  ِ بخشی از جامعه وقتی بخواهند کسی را غیر انقلابی بخوانند، به او می‌گویند "رفورمیست".
اما اگر معادل پیش‌نهادی  ِ شما «عید تهذیب» را بیاورم، فکرمی‌کنم خواننده – از آن‌جا که برای اولین‌بار به این ترکیب برمی‌خورد، سگرمه در هم بکشد و از خودش بپرسد: «"عید تهذیب" دیگر یعنی چه؟» و من ِ مترجم  برای این‌که او از ترجمه‌ی من ناراحت نشود، ناچارم در پانوشت برایش توضیح بدهم که "عید تهذیب" یعنی Reformationsfest و بعد هم برایش بنویسم که ماجرای تاریخی‌اش چه بوده، تازه اگر نخواهم  او را به فرهنگ معین حواله بدهم. که البته آن‌جا به تفصیل در مورد "رفورماسیون" توضیح داده شده.
تهذیب) من از تهذیب فقط یک ترکیب می‌شناسم و آن هم "تهذیب" اخلاق است، یعنی تهذیب در ذهن ِ من ِ ایرانی بی‌درنگ "اخلاق" را متبادر می‌کند. پس از مراجعه به فرهنگ معین و فرهنگ سخن هم چیزی بیش از این دستگیرم نشد.
عید) عید در ذهن ِ ایرانی محدود است به همین دو عیدی که شما نام بردید به علاوه‌ی عید نوروز. بقیه همه جشن هستند، گیرم منسوخ شده، مثل جشن مهرگان یا سده، که البته جشن تولد و جشن عروسی  (Geburtstagsfest Hochzeitsfest) یا بلوغ را هم امروز در ایران داریم و به هیچ‌کدامشان عید نمی‌گوییم. گذشته از این خود شما در فرهنگ‌تان در برابر Fest به ترتیب آورده‌اید: "جشن، مهمانی، عید" و در برابر "جشن" به ترتیب آورده‌اید: Feier و  Fest. با همه‌ی این احوال حق با شماست: در ترکیب با "رفورماسیون"، "عید" دقیق‌تر از "جشن" است، گرچه خودش جشنی است.
به این ترتیب "عید رفورماسیون" ترکیب زیبایی است و از نظر من همه‌ی Reformationsfest را در خودش دارد.
کافکا - دستکم به عنوان یک یهودی - بی‌تردید می‌دانسته Reformationsfest چه جشن یا به قول شما چه عیدی است. و اگر پس از آن می‌آورد: "اما کی می‌تواند پیدایش کند؟!"، خواسته کنایه بزند.آن‌جا می‌گوید: «آدم به راهنمایی فوری‌اش احتیاج دارد و می‌رود پهلویش، ولی او چیزی بیش از این نمی‌گوید: "جشن رفورماسیون"، (یعنی راهنمایی نمی‌کند، حرف بی‌ربطی می‌زند، به یک یهودی می‌گوید: "جشن رفورماسیون" یعنی عید یا جشن ِ مسیحی‌ها،  به من چه؟ چه به درد من می‌خورد؟ و بعد به تسمخرادامه می‌دهد:) چیزی که احتمالن معنای عمیقی دارد، اما کی می‌تواند پیدایش کند؟!» (یعنی خودشان هم نفهمیدند.) جملات ِ یادشده را این‌طور هم می‌شود فهمید، یا بگوییم این قرائت ِ فارسی ِ من از متنی آلمانی است. موافقید؟
آقای ناقدعزیز من به کمک اندکی تحصیل ادبیات و جامعه‌شناسی در آلمان، داشتن سه کتاب کوچولو، بیست و پنج سال زندگی در آلمان و سرانجام پنجاه سال سن و کلی دفتر و دستک، البته که می‌دانستم معنی ِ Reformationsfest چیست و اگر نمی‌دانستم کافی بود نگاهی به فرهنگ ِ – از نظر من بسیار عالی ِ آلمانی – فارسی ِ آقای دکتر بهزاد می‌انداختم یا سری به ویکیپیدا می‌زدم. البته من مثل شما این قدر دقیق نمی‌دانستم که لوتر دقیقن در چه روز و ماه و سالی، چند تز اعلام کرده بود. اما پانزده سال تمام خانه‌ام در برلین نزدیک خیابانی به اسم مارتین لوتر بوده و گمان کنم در هر شهری از آلمان خیابانی به اسم مارتین لوتر باشد. بالاخره آدم یک روز از خودش می‌پرسد این مارتین لوتر کی بود؟ و چون با کتاب و دفتر سروکار دارد، وقتی روزی  خواست، کافکا ترجمه کند، می‌رود سراغ‌اش. اصلن همین چندی پیش تلویزیون آلمان  زندگی مارتین لوتر را پخش کرده بود. از همه ی این ها گذشته، مگر نه این که دارم نامه ی کافکا(ی عزیزم) را ترجمه می کنم؟ مگر نمی‌دانم  امضایم پای ترجمه هست، آن‌هم ترجمه‌ای از کافکا؟ مگر نمی‌دانم ممکن است یکی دوست آقای ناقد باشد و - به هر قصدی گو که بوده باشد - ایشان را به وبلاگ من برساند؟ مگر به خواننده‌ام احترام نمی‌گذارم؟ مگر با خواننده شوخی دارم؟


اقای ناقد، می‌خواهم گله‌ای هم از شما بکنم: چرا تصورکردید که ممکن است من معنی ِ کلمه را نفهمیده‌ام و کتره‌ای و خودسرانه یک جمله به متن اضافه کرده‌ام؟ چرا مرا در ردیف یک چند نفر دیگری می‌گذارید که احتمالن می‌شناسید و از این‌کارها می‌کنند؟
حالا دیگر به یقین می‌دانم شبه‌ای بوده که خوش‌بختانه با مراجعه‌ی شما به متن اصلی رفع شد.


راستی آقای ناقد، کدام مترجم اشتباه نمی‌کند و کار کدام مترجم اصلاح‌ناپذیر است؟
با احترام تام
غیاثی

پس‌نوشت: آقای ناقد در  "پژواک" به این یادداشت پاسخ داده‌اند.


روزنوشت ناصر غیاثی
.: Movabletype 3.2 - Design: UPageNet™ - CopyRight © naserghiasi.com :.