جمعه 19 بهمن 86 :: 08.02.08 

"من" یا حذف "من"؟


یک: در زبان فارسی هرچه بیش‌تر از "من" بزنیم، جمله زیباتر و یا به عبارت دیگر فارسی‌تر است. ما ایرانی‌ها می‌گوییم: "ما" و از تا حد امکان از آوردن "من" احتراز می‌کنیم. مثلن به جای این‌که بگوییم: "من رفته بودم قدم بزنم"، می‌گوییم: "رفته بودم قدم بزنم." (یکی از نکاتی که باید موقع ترجمه مواظب بود) این را شاید بشود این‌طور توضیح داد که شاید چون فردیت در جامعه‌ی ایرانی هنوز جان نگرفته، یا هرگز نبوده، آوردن "من" در جمله قبیح است.
در زبان آلمانی اما باید حتمن فاعل را در جمله آورد. حذف فاعل در جمله، آن را غلط می‌کند. یعنی حتمن باید گفت: "من رفته بودم قدم بزنم." این را شاید بشود این‌طور توضیح داد که شاید چون فردیت در جامعه‌ی آلمانی مورد احترام است و درونی ِ این جامعه شده، حتمن باید فاعل را آورد.
دو: در زبان فارسی می‌گوییم: "من و دوستم و هم‌سرش رفته بودیم قدم بزنیم. " و نمی‌گوییم: «دوستم و همسرش و من رفته بودیم قدم بزنیم."
در زبان ِ آلمانی اما اصطلاحی هست که می‌گوید: Der Esel nennt sich zuerst. یعنی «خر اول از همه اسم خودش را می‌آورد». یعنی وقتی می‌خواهی بگویی: "من و دوستم و هم‌سرش به گردش رفته بودیم"، به‌تر است  بگویی: "دوستم و هم‌سراش و من ..." وگرنه خری و پس بی‌ادب (یکی از نکاتی که باید موقع ترجمه مواظب بود).
قصد ِ من اما نه بحث ترجمه، بلکه بحثی است که شاید مربوط به جامعه‌شناسی یا دقیق‌تر بگویم: روان‌شناسی ِ جامعه است.
آن پذیرش فردیت و این اصطلاح در زبان آلمانی از یک طرف و آن حذف "من" در یک مورد و آوردن ِ "من" در ابتدای جمله‌ی فارسی را از طرف دیگر چطور می‌شود توضیح داد؟


روزنوشت ناصر غیاثی
.: Movabletype 3.2 - Design: UPageNet™ - CopyRight © naserghiasi.com :.