نقطه، کلمه

باید دوازده - سیزده ساله بوده باشم. داشتم با حسام که حالا پزشک متخصص مغز است، در خیابان بوعلی ِ خُمام، درست بغل کارخانه‌ی برق راه می‌رفتیم. حسام برایم لطیفه‌ای تعریف کرد: «پادشاهی در آخرین لحظات از اعدام محکوم به مرگی صرف نظر می‌کند و دستور می‌دهد، طی حکمی به قاضی بنویسند: "فلانی را اعدام نکنید!" میرزابنویس اشتباهی نقطه‌ی نون ِ "نکنید" را می‌گذارد پایین و کلمه می‌شود: "بکنید". و محکوم به اعدام کشته می‌شود.»
باید از همان روز و همان لحظه بوده باشد که به اهمیت کلمه و نقطه پی برده بوده باشم.

...

می‌گم چرا شاعر و  آهنگ‌ساز  و نوازنده و خواننده و شنونده‌ی این ترانه را دست‌گیر نمی‌کنند؟ ترویج فساد اخلاقی بیش‌تر از این که طرف بردارد، بسراید و بسازد و بزند و بخواند و بشنود که: یک شب بیا منزل ما، حل کن دو صد مشکل ما، ای دل‌بر خوشکل ما؟

عید خود را چگونه گذراندید؟

«گزارشی برای آن عزیز سفرکرده»

شب عید دعوت شده بودیم به یک جشن بزرگ ایرانی. ساعت شش عصر، زیر برفی ملایم و در بادی شدید و سرمایی استخوان‌سوز، پیچیده در کلاه و شال‌گردن و پالتو و دست‌کش و مسلح به چتر، اولین نفری بودیم که رسیدیم به سالن ِ خالی. صاحب جشن و هم‌سرش سخت گرفتار آماده کردن وسایل پذیرایی بودند. سلام علیک و روبوسی و تبریکات نوروزی یکی دو دقیقه بیش‌تر طول نکشید. گفتگوها و ردبدل کردن ِ اخبار فرهنگی با صاحب مجلس هم پس از چند دقیقه به اتمام رسید. پس رفتیم بیرون.

ادامه این مطلب

قهرم با شما!

ای بی‌وفاها، بلاگ رولینگ که از کار افتاد، شما هم ما را فراموش کردید، ها؟ باشد! به هم می‌رسیم!

سال نو مبارک

هر جای این کره‌ی خاکی هستید، دل‌تان عاشق، جان‌تان سلامت و جیب‌تان پرپول‌.
سال موش مبارک!

موسیقی:
فریدون پورررضا:  یک:  آها بگو: خُمام بازار جای خوشکیل خوشکلانه دو:   کونوس کله: خانوم کوچیکه یار کیه؟ ای گول مخمل فرنگ، ای گول مخمل فرنگ

 عاشورپور: والس نوروزی: ...که سال نو گردد ما را لب پر خنده.. تیره ببه فرخونده تازه سال، میره هم...

روش من در ترجمه

دو پست ِ آقای میلاد یوسفی که زحمت بسیاری کشیده‌اند و دست‌شان درد نکند، به فکرم انداخت، بگویم روش ِ من در ترجمه چیست. من روی هر متن، بسته به زبا‌ن‌اش، سه تا پنج بار کار می‌کنم. بار اول خیلی خیلی سردستی، یعنی هرچه را که فهمیدم، می‌نویسم، بدون کم‌ترین دقت و توجه‌ای. اگر معنی واژه‌ای را ندانم و یا جمله‌ای را نفهمم، جایش را خالی می‌گذارم و کلنگی جلو می‌روم. دور دوم ترجمه ضمن پیداکردن ِ معنی ِ واژه‌ها یا جملات، دستی هم به سر و روی جمله‌ها میکشم. سعی می‌کنم در دور سوم کار را تمام کنم. اما گاهی وقت‌ها برخی جملات هستند که رکاب نمی‌دهند. می‌گذارمشان برای دور چهارم تا طی آن جملاتی که خوش‌آهنگ نیستند و بوی ترجمه می‌دهند، صاف و صوفشان کنم. بعد کار را برای مدتی می‌گذارم کنار تا نوبت دور پنجم، دور نهایی برسد. الان «نامه‌های کافکا» منتظر دور پنجم است و من اواخر ِ دور دوم «کافکا، مختصر و مفید» هستم. شاید بد نباشد، تفاوت کار را با یک نمونه نشان بدهم.

Die aufdringlichste dieser ihn >>umgarnenden<< Frauen, die mit >>K.<< weitergeht als die meisten anderen, ist die Leni im Prozess. Sie arbeitet offiziell als >>Pflegerin<< des Advokaten, schein aber allen Männern, die vor Gericht stehen, erotische Abwechselung anzudienen, besonders erregt von denen, die sich schuldig fühlen…

دور اول: فضول‌ترین این زن‌ها که او را «اغوا» می‌کنند، که با «کا» بیش‌تر از بقیه ادامه می‌دهد، لنی در محاکمه است. او بطور رسمی پرستار وکیل مدافع است، اما به نظر می‌رسد به همه‌ی مردهایی که محاکمه می‌شوند، تنوع اروتیکی عرضه می‌کند، بخصوص آن‌هایی تحریک می‌شوند که احساس گناه می‌کنند...
دور دوم: سمج‌ترین این زن‌ها که او را «اغوا» می‌کنند و بیش‌تر از اکثر زن‌های دیگر با «کا» ه‌مراه می‌شود، لنی در محاکمه است. شغل ِ رسمی ِ او پرستاری از وکیل است، اما به نظر می‌رسد به همه‌ی مردهایی که محاکمه می‌شوند، تنوع اروتیک عرضه می‌کند، بخصوص آن‌هایی تحریک‌اش می‌کنند که احساس می‌کنند گناهکارند...
در دور سوم: شاید بتوانم برای «اغواکردن» مترادفی قشنگ‌تر و مناسب‌تر پیدا کنم. به هزار و یک دلیل ترکیب ِ «عرضه کردن تنوع اروتیک» به کل باید عوض شود. دو فعل مرکب ِ «تحریک کردن» و «احساس کردن» پشت سر هم آمده و خوش‌خوان نیست. باید فکری برای‌شان بکنم.
به احتمال قوی کار ترجمه‌ی این کتاب در دور چهارم تمام است.

از ما گفتن

فکرش را بکنید: شش ماه تمام آسمان ابری و تو تنهای تنها و  فقط مشغول کافکا. اگر فردا خبر خودکشی ِ ما را شنیدید، تعجب نکنید!

از فردیت نارسیستی، اشتیاقات سمبلیک، حالات نارسیستی ِ رابطه‌ی سمبلیک و تثلیث ِ گیتی‌گرایانه

یا
چندچشم‌اندازی متاروایت

... بله، بله، دقیقن همین‌طور است که می‌فرمایید. کاملن موافقم. مسئله این است که وقتی جای دو دیسکورس ِ ظرف ِ گفتمان، یابه قول ِ شما، گزاره‌ها، یعنی جای‌گاه من و شما راعوض کنیم، معادله به هم می‌خورد.اجازه بدهید، این‌طور بگویم. ببینید، ما این‌جا با دو پدیده یا به قول فوکو دو پسادیسکورس مواجهیم. درست شد؟ حالا اگر جای یکی را به دیگری بدهیم، صورت مسئله دست‌خوش دگرگونی می‌شود. اما از آن‌جا که جامعه بینامتنی و چندمتنی بود و هست، راه برای ورود به... بله بله، حق با شماست. به‌تر است پالتویم را در بیاورم. اتاق ِ شما، برخلاف ِ اتاق ِ من گرم است. من معتقدم در هوای سرد فکر به‌تر کار می‌کند تا در هوای گرم. نیچه هم بر همین نظر بود. لطفن دستور بفرمایید شوفاژ اتاقم را ببندند. یک مثال ساده میزنم. ببینید اگر هنرمند دچار افسردگی نشود، نمی‌تواند کار خلاقانه بکند. حالا اگر از سویی دیگر خلاقیت را از نویسنده بگیریم، افسردگی دچار بی‌معنایی می‌شود و حق من، به عنوان نویسنده، برای گزینش بین این دو، پایمال شده و در لابلای چرخش ِ چرخ ِ آفرینش ِ فردی – مدرن له شده. بله، حتمن. حالا که پالتویم را درآورده‌ام ، به‌تر است بنشینم و حرف بزنم. لکان در این مورد به پدیده‌ی «خود در آن بینی » توجه‌ی ژرف دارد و آنرا به خوبی با تثلیث ِ گیتی‌گرایانه‌ی بلومن تطبیق می‌دهد و از این پیوند به نتایج شگرفی در سیر تحولات فردی – تاریخی ِ انسان ِ بیرون از تاریخ، یعنی افرادی چون انسان ایرانی می‌رسد. درست شد؟ به عبارتی دست به یک دیسکورس‌زدایی ِ مزمن و متناوب می‌زند. مثلن در یکی از کتاب‌هایش می‌گوید: «چنان‌چه خودشیفتگی حاد را در برابر ِ کودک ِ آینه  قرار دهیم، افسردگی شکل خود را تغییر داده و به خلاقیت سکولار تبدیل می‌شود». خیلی ممنون.

ادامه این مطلب

کافکایی

به میمنت و مبارکی ترجمه‌ی نهایی ِ «نامه‌های فرانتس کافکا به پدرومادر 1924 – 1922» تمام شد.
به میمنت و مبارکی دور اول ِ ترجمه‌ی کمیک استریپ ِ «فرانتس کافکا، مختصر و مفید» تمام شد.
به میمنت و مبارکی یک سوم  ِ ترجمه‌ی «خاطراتی از فرانتس کافکا، از دبستان تا بیمارستان» تمام شد.
به میمنت و مبارکی قصد دارم سال آینده «محاکمه» و «قصر» کافکا را ترجمه کنم.
به میمنت و مبارکی پنج‌شنبه پنجاه سالم تمام می‌شود.
اما... از دی‌روز دایم توی ذهنم «بر بام غم نشسته منم، ای ناخدای عالم» وول می‌خورد.

.: Rss1 - Rss2 - Xml - Movabletype 3.2 - Design: UPageNet™ - CopyRight © naserghiasi.com - هرگونه استفاده از مطالب ِ این صفحه منوط است به اجازه از صاحب ِ آن و یا لینک دادن به صفحه :.