شنبه 24 فروردین 87 :: 12.04.08 

کک؛ کورت توخولسکی Kurt Tucholsky


کورت توخولسکی
فارسی: ناصر غیاثی

کک
در اداره ی راه آهن (1)، کاملن درست است، همانجا که نیم(2)  هست و پُل ِ  گار (3)، در جنوب فرانسه، آنجا توی دفترپست پیردختر کارمندی نشسته بود که عادت زشتی داشت: قدری نامه‌ها را بازمی‌کرد و می‌خواندشان. همه  خبر داشتند. اما طبق معمول توی فرانسه سریدار و پست و تلفن نهادهای مقدسی هستند و نمی‌شود سر به سرشان گذاشت و  نباید هم سر به سرشان گذاشت. پس کسی هم سر به سرشان نمی‌گذاشت.
خلاصه این پیردختر نامه‌ها را می‌خواند و با فضولی‌هایش باعث دردسر مردم می‌شد.
توی آن دپارتمان توی یک قصر قشنگ یک گراف ِ زرنگ زندگی میکرد. گراف‌ها هم گاهی زرنگ‌اند، توی فرانسه. این گراف یک روز دست به کار شد. گفت یک مامور دادگستری بیاید به قصر و در حضور او به دوست‌اش یک نامه نوشت:
دوست عزیز! از آن‌جا که می‌دانم دوشیزه امیلی دوپونت(3)  مرتب نامه‌های ما را باز می‌کند و می‌خواند چون از فرط  کنج‌کاوی دارد می‌ترکد، پس من در جوف این نامه، برای این‌که حالش را بگیرم، یک کک زنده برایت می‌فرستم.
با سلام‌های دوستانه‌ی بسیار
گراف کوکس(5)

و نامه را در حضور مامور دادگستری بست. اما کک نگذاشت توش.
نامه وقتی رسید، یک کک تویش بود.

1-Departement du Grad
2-
Pont du Grad 
3- Nimes

4- Emilie Dupont
5- Koks

منبع: 
Kurt Tucholsky
Zwischen Gestern und Morgen
Rororo Verlag; S. 62- 63

با تشکر از دوستی که در نوشتن تلفظ دقیق کلمات فرانسوی و توضیح شان کمک کردند.


روزنوشت ناصر غیاثی
.: Movabletype 3.2 - Design: UPageNet™ - CopyRight © naserghiasi.com :.