پنجشنبهی هفتهی گذشته آخرین نسخهی ترجمهی «نامههای کافکا از سال ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۴» را تحویل نشر ثالث دادم. گفتند «داستانکهایی از نویسندگان آلمانی زبان» را که مجوزاش صادر شده خواندهاند و وقتی از رشت برگشتم قرارداداش برای امضاء آماده خواهد بود. ترجمهی کمیک استریپ «کافکا مختصر و مفید» را هم دادهام ثالث و حوض نقره بخوانند. هر دو از طرحهای کتاب خوششان آمده بود. یکشنبه آخرین نسخهی «تاکسینوشت دیگر» را غلطگیری کردم و امشب طرح روی جلدش را دیدم. فردا میرود زیر چاپ و در نمایشگاه کتاب روی پیشخوان انتشارات «حوض نقره» خواهد بود. من هم کنارش!
راستی در یکی از همین روزها بود که ده نسخه از چاپ سوم «تاکسینوشت» و ده نسخه از چاپ سوم «رقص بر بام اضطراب» را از انتشارات کاروان گرفتم.