به این میگویند ناشر! نشر ثالث را میگویم. اردیبهشت امسال ترجمهی نامههای تازه پیداشدهی کافکا به پدر و مادر را تحویل دادم، خرداد مجوز گرفت و شهریور – چند روز پیش - منتشر شد.
حالا گیرم خبرش را محبوب داده باشد و خودم کتاب را هنوز ندیده باشم. چه عیبی دارد؟ خوانندهاش میخواند، لذتاش را میبرد و عیب و نقصاش را - اگر داشته باشد - میگوید. مگر نه؟
پینوشت:
مفصلترش را میتوانید اینجا در ایسنا بخوانید یا اینجا در روزنامهی آفتاب یزد