در معرفی ِ فرانتس هولا Franz Hohler
به لطف همسایهام در اینجا، دکتر امریت مهتای هندی، مترجم گونتر گراس و بسیاری دیگر از نویسندگان آلمانی زبان به هندی با یک نویسندهی اعجوبهی سویسی به نام فرانتس هولا و چند تا از کتابهای داستاناش آشنا شدم. دو کتاب ِ داستانکاش را، از پنج کتابی که به من هدیه داده بود، در یک شب و در عرض پنج ساعت یک نفس خواندم و از لحظه به لحظهاش لذت وافری بردم. بیهوده نیست که به او لقب ِ «کافکای داستانک» دادهاند. عنوان یکی از کتابهایش «کاروان در ته کوزهی شیر/ داستانهای گروتسک» و دیگری «سرآغاز» است. آن قدر شیفتهی قلماش شدم که در چند روز گذشته چندین داستانک از «کاروان در ...» را به فارسی درآوردهام و قصد دارم هر چه زودتر همین کار را با بقیهی داستانها و داستانکهای این دو کتاب انجام بدهم.
فعلن، تا شما را هم در لذت ِ خواندن یکی از داستانکهایش شریک کنم، فارسی ِ یکیشان را میگذارم اینجا.
فرهنگ لغت
در کتابخانهی «خانهی مترجمین لورن» ِ سویس، فقط دو تا کتاب فارسی است، «هیولای دریایی»، پاول آوستر، ترجمهی ماندانا مشایخی و رباعیات خیام، ترجمهی فیتز جرالد، و البته چهار پنج هم فرهنگ لغت، آن هم فرهنگ لغتهای عهد بوق. قرار شد تا موقع رفتنم، لیست بلندبالایی از فرهنگ لغت بدهم دستشان.
میان این فرهنگها اما، یک فرهنگنویس ِ چهارجلدی فارسی – آلمانی هست در 2003 صفحهی A4، با 76000 کلمه، عالی. دو سه شب ورقاش زدم. فوقالعاده است. مال کی؟ آقایی به اسم اوتو فون ملتسا Uto v. Melzer، یک اتریشی و البته با همکاری نصرتالله راستنگار، ناشرش؟ آکادمی ِ علوم وین، سال 2006 هم منتشر شده. دلم سوخت. تصورش را بکنید جامعترین فرهنگنویس موجود فارسی - آلمانی را یک اتریشی تهیه میکند و چه عالی و مبسوط هم. یک فرهنگ دیگر فارسی - آلمانی هم اینجا هست: «فرهنگ بزرگ ِِ فارسی – آلمانی آسیه اسبقی» با 50000 واژه. ورقاش زدم. یک سوم مقدمهاش شرح تلاشهای پدربزرگ ِ ایشان است به عنوان «حاکم اردبیل در جهت ِ تفاهم بین ملتها»؛ وقتی قتلعام ارامنه در ترکیه شروع شده بود. تورقی کردم، بد نیست اما خالی از اشکال هم نیست. مثلا به این یکی هم برخوردم، خندیدم. برابر «سودگرا» نوشته: Imperialist. خب، گذشته از این که اساسن خود ِ کلمهی «سودگرا» کلمهی مهجوری است، با این معنیای که ایشان برای آدم «سوداگر» آورده، همهی آدمهای دنیا امپریالیستاند، از حسن آقای سوپری ِ سر کوچه بگیر تا خود شخص ِ شخیص ِ اوباما. کسی هست که به فکر سوداش نباشد، «سودگرا» نباشد و ضررگرا باشد؟ حتا کسی که به فکر سود دیگران است، در وهلهی اول به سود خودش فکر میکند، گیرم آن را در سود دیگری ببیند. تصورش را بکنید، یکی برای اینکه به یک آلمانیزبان بگوید «تو سوداگرای»، بگوید: «Du bist ein Imperialist». (تو امپریالیستی). طرف حمتن فکر میکند داری باهاش شوخی میکنی، حتا ممکن است برگردد بگوید: «شوخی داشتیم؟».
زندهیاد بیژن کارگرمقدم در سال ۱۳۲۷ در «کلارساق» چالوس به دنیا آمد و در سال ۱۳۸۷ در سانتامونیکای آمریکا درگذشت. او همزمان با انقلاب برای ادامهی تحصیل ابتدا به انگلستان و سپس به آمریکا کوچیده بود. در سال ۱۹۸۹ مجموعه داستان کوتاه «راهبندان» را توسط «مرکز چاپ و نشر پیام» در انگلستان منتشر کرد. تاکنون تعداد قلیلی از داستانهای او اینجا و آنجا در نشریات و مجلههای مختلف خارج از کشور به چاپ رسیده است. بیژن کارگرمقدم در لسآنجلس از اعضای گروه ادبی «دفترهای شنبه» (گروه شنبهها) بود و سال گذشته مجموعه داستان «خواب مگس» به همت یاران بیژن کارگرمقدم در گروه دفترهای شنبه، در آمریکا منتشر شد.
خواب مگس
این کتاب مجموعهای از ۱۸ داستان کوتاه است که با داستان «خواب بزرگ» آغاز شده و با داستان «خواب مگس» پایان مییابد. چنانکه میبینیم واژهی «خواب»، هم در عنوان کتاب و هم در عنوان نخستین و آخرین داستان کتاب تکرار میشود. آیا میتوان چنین چیدمانی از واژهی «خواب» ـ به معنی «رویا» ـ را تأکیدی عمدی بر پر رنگ بودن «رویا» در کل کتاب دانست؟ خواهیم دید.
اینجا و اکنون
نزدیک به نیمی از داستانهای «خواب مگس» لامکاناند، به این معنا که مکانی که این دسته از داستانها در آنها اتفاق میافتند، هیچ جای خاصی نیست. مکان بقیهی داستانها، خارج از کشور، یعنی جایی است که بیژن کارگرمقدم نیمی از عمر خود را در آنجا سپری کرده بود. چنین گزینشی نشان میدهد که نگاه نویسنده به اکنون و اینجای اوست. شخصیتهای کتاب از سویی در سرزمین تازه و در مواجه با فرهنگ نو، گیج و ملولاند و چون از پس هضم این دو برنمیآیند یا نمیتوانند با آنها کنار آمده و در بهترین حالت درونیشان کنند، و نیز از سویی دیگر از آنجا که حاضر به تن دادن به واقعیت نیستند، به احضار آدمها و مکانهای موجود در وطن، بخوان دیروز، میپردازند، چرا که دچار گذشتهای هستند که از دستشان رهایی نمییابند. جسم اینجا، در بیرون از ایران است اما روح، آنجا در ایران است. پس به ناگزیر آدمها و مکانهای مأنوس و آشنای پیشین را در ذهن و درون و رویایشان از ایران به خارج و به امروزشان میآورند.
تازه دیشب رسیدهام اینجا. شما فعلن این دو تا عکس را (دوستان من و ممنوع) تماشا کنید تا من - سر فرصت - خدمت برسم.
در زبان آلمانی Staat یعنی حکومت، سیستم، نظام، کل دستگاه و Regierung یعنی دولت. میدانیم "حکومت"ها یک بار تشکیل میشوند، اما دولتها، تا زمانی که آن حکومت موجود است، بارها و بارها. اغلب ِ ما ایرانیها این دو را مترادف میگیرم. آیا ممکن است به این علت باشد که خیلی وقت نیست، تفکیک نسبی ِ این دو مفهوم را در تاریخمان تجربه میکنیم؟
در زبان آلمانی Staatsangehörigkeit یعنی «تابعیت» و از دو کلمه ترکیب شده: Staat یعنی حکومت و Angehörigkeit یعنی "تعلق". در زبان فارسی ملیت ِ آدم با "تابعیت"اش از یک حکومت مشخص میشود و در زبان آلمانی با "تعلق"اش به یک حکومت. چرا؟
آخرین روز اقامتم در ایران بود و سرم حسابی شلوغ. هر یک ساعت یک قرار داشتم، همهاش هم در منزل، از جمله با سجاد صاحبان زند (دیر به دیر بهروز میکند) که میخواست برای چلچراغ با هم گپ بزنیم. آمد، میان آمد و شدها گپ زدیم و سجاد ضبط کرد. وسط آن هیر و ویر یادم رفته بود به او بگویم، قبل از چاپ بدهد من بخوانم. او هم چاپشان کرد، گمان کنم در شمارهی دوم فروردین ۱۳۸۸. به دلیلی که گفتم، گفتگو کمی قروقاطی است، اما خیلی صمیمانه است. فکر میکنم یکی از صمیمیترین گفتگوهایی است که داشتم. خودم هنوز مجله را ندیدهام. سجاد زحمت کشید و فایلاش را برایم فرستاد. من – با حفظ رسمالخط ِ مجله - دستی به سر و رویش کشیدم و گذاشتماش در بخش گفتگوها، اینجا تا اگر کسی دوست داشت و حوصله، بخواند.
نقل از رادیو زمانه
همراه با خرگوش
تعداد کتابهای داستانی که برای بزرگسالان نوشته شده و پس از گذشت سالها و حتا قرنها از نوشته شدن و انتشارشان همچنان خواندنی هستند، کم نیستند. میتوان لیست بلندبالایی از این کتابها تهیه کرد. اما کتابهای داستانی که برای کودکان نوشته شده چطور؟ «ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب» اثر شگرف لوییس کارول بیتردید مهمترین، تأثیرگذارترین و پرارجترین کتاب داستان کودکانی است که پس از گذشت بیش از ۱۵۰ سال از انتشارش همچنان نه تنها کودکان را شیفتهی خود میکند، بلکه خواندنش بزرگسالان را نیز به وجد و شگفتی میآورد. این کتاب تا امروز به بیش از ۵۰ زبان ترجمه شده و طبق اطلاعات ِ ویکیپیدیای فارسی پنج بار نیز به فارسی درآمده است. کتاب دستمایهی رمانها و داستانها و تابلوهای نقاشی فراوانی شده و فیلمها، نمایشنامهها و اپراها و آهنگهای زیادی بر اساس آن زیادی ساخته شده است.
اهل فن این کتاب را که با توسل به بازی با کلمات، منطق و خیال نوشته شده، در زمرهی ادبیات ژاژنویسی (Nonsensliteratur) میدانند. میگویند جمیز جویس و سورئالیستهایی چون آندره برتون تحت تأثیر این کتاب بودهاند. عنوان این کتاب حتا به پزشکی نیز راه یافته: سندروم آلیس در سرزمین عجایب، بیماری کسانی است که خود و محیط پیرامونشان را به گونهای تغییریافته، اغلب کوچکتر یا بزرگتر از آنچه در واقعیت است، میبینند.