ابتدا میدان انقلاب بودم که چون زود رسیدم خبری نبود ،
فقط پر از مامور
بود همه جوره بودن نیروی انتظامی ، بسیجی ، سپاه ف نکته جالب این بود که
همگی لباس داشتن و قابل شناسایی بودن . از میدان انقلاب رفتم فرودسی و از
فردوسی پیاده راه افتادم یواش یواش تا چهارراه ولی عصر حدودا صد نفر شدیم
و از چهارراه به بعد شدیم حدود 300 - 400 نفر به خیابان 16 آذر که رسیدیم
حدود 60 - 70 مامور جلومون رو گرفتن و ما رو فرستادن تو خیابان 16 آذر
اونجا خیابان رو بند آوریم و تو این فاصله تعدادمون کم شد بعد با گاز و
باطوم بهمون حمله کردن همون موقع سه چهار نفر از طرف میدان انقلاب بسیار
ملتهب وارد خیابان 16 آذر شدند و گریان دوان دوان به ما رسیدند و زار زار
گریه می کردند و میگفتند که دو نفر را با تیر در میدان زده اند . از
بلوار کشاورز تنها آمدم جمالزاده اونجا دکتر مهدی خزعلی رو دیدم که به
همه می گفت که نترسن و اون جلو راه می افته و ما ÷شت سرش بریم یه کم
امدیم پایین بهمون حمله کردن و می خواستن دکتر رو بزنن که باز ریختیم و
خدا رو شکر درگیری نشد . دوباره اومدبم بالا طرفای خیابان غریب بود که
حرکت می کردیم که یهو گاز اشک آور دو تا زدن وسطمون یکیش خورد به ساغ پای
من . بعد ریختن که بزننمون و دکتر از همه جلو تر بود ، اونها که حمله
کردن دکتر رفت در یه خونه و نفهمیدم کجا رفت ولی برای دفاع از دکتر مردم
هم حمله کردن بسیجیا 12 نفر بودن تقریبا که با حمله مردم فرار کردن ولی
دو تاشون رو گرفتن ، اونای دیگه اومدن حمله کنن که نجاتش بدن مردم خیلی
عصبی بودن و نزدیک بود چند تا دیگشون رو هم بگیرن ، دو سه نفر یه درخت رو
شکوندن و با اون درخ میزدن تو سر این دوتا بسیجی که نمیدونم زنده بودن یا
نه . دکتر بهمون گفت که موسوی غسل شهادت کرده و آمده آزادی ولی خاتمی
گفته که فقط با مجوز میاد . من هم اونجا دکتر رو گم کردم و به سمت آزادی
راه افتادم به امید دیدن موسوی ، که متاسفانه موفق نشدم . تا به میدان
آزادی برسم کتک های جزیی نوش جان کردم که البته کاملا جزیی بود و قابل
ذکر نیست در میدان آزادی یک دخت رو پسر رو که می خواستن بزنن برای نجات
اونها رفتیم که مردم من رو تنها گذاشتن و اونجا من موندم بین چهار نفر و
مفصل باطوم و شلاغ میل کردم ، خوشبختانه پایین تر از اونجا گاردی ها به
مردم حمله کرده بودند . مردم به طرف ما فرار می کردند که ÷لیسا بادیدن
هجوم مردم فرار کردن . اون پسر و دختر بالا تر وایساده بودن که از من
تشکر کنن . نکته مهم این بود که کسانی که من رو زدن دو تا افسر نیروی
اننتظامی و دوتا سرباز نیروب انتظامی بودند . ÷س از میل این کتکها به
دلیل ضربه باطوم به آرنجم تورم زیادی داشت و درد فابل ملاحضه ای و شلاغی
که به پشتم زده بودند سوزش بسیار زیادی داشت و هوا هم داشت تاریک می شد .
به همین دلیل آمد خونه که برای شما این پست رو بزارم تا بعد برم یه کم یخ
رو دستم بزارم و برم خونه دوستم که دکتر اورژانس ببینه که جیانش چیه .
البته به نظر نمیاد که شکسته باشه چون تورم در حد شکستن نیست و دردش هم
هر چند قابل ملاحظه است ولی مرد افکن نیست