در این روزهایی که دلم انباشته از خشم و نفرت و امید است، بیشتر کششم به خواندن کتابهایی است که در عین سادگی تجارب دیگران را منتقل میکنند. از جملهی اینها خاطرات ِ زنده یاد، بزرگ بانو نجمی علوی، یکی از خواهران بزرگ علوی بود.
در این کتاب سرنوشت دو آدم ِ گمنام – دَدِه یا زرافشان و احمد معماری - نظرم را جلب کرد، از دو جنبه: تلخی و شیرینی ِ سرنوشت ِ این دو از یک سو و از سویی دیگر مواد خامی برای نوشتن ِ داستان زندگی این دو.
شما را دعوت میکنم به خواندن ِ «زرافشان و معماری»