کیچ چیست؟ kitsch

به نقل از رادیو زمانه 

فایل صوتی 

فقط در عرصه‌ی هنر نیست که با مفهومی به نام کیچ مواجه‌ایم. کیچ در تمام عرصه‌های زندگی‌ حضوری غیرقابل انکار دارد و می‌توان آن را در سیاست، مد ِ آرایش و لباس، سنت و حتا رفتار و دیدگاه آدم‌ها نسبت به زندگی نیزکشف کرد یا به شکل گل‌های مصنوعی، فیلم «تایتانیک» و رمان «بامدادخمار» دید. اما کیچ واقعن چیست؟ متن زیر تلاشی است در جهت روشن کردن برخی از جنبه‌های این پدیده.

ادامه این مطلب

پیمان با شیطان یا ابزار خلاقیت؟

به نقل از رادیو زمانه 
کامنت ها در سایت رادیو خواندنی است.
یک توضیح ضروری: این مقاله به هیچ وجه قصد تبلیغ مصرف مواد مخدر را ندارد و تنها تلاشی‌ست برای نشان دادن برخی واقعیت‌های تاریخی.


داستان مخدرات، اعتیاد و ادبیات، داستانی بسیار قدیمی‌ست. بسیاری از بزرگان تاریخ ادبیات جهان سراغ مخدراتی نظیر الکل، تریاک، حشیش، ماری‌جوآنا، اِل.اِس.دی، هرویین، کوکایین، قارچ‌های نشئه‌آور و حتا قهوه رفتند تا در بهشت مصنوعی‌ای که توسط مخدارت برای خود می‌ساختند، یعنی در حال نشئگی جهان درون‌شان را به جهان بیرون عرضه کنند. می‌کوشیدند از سویی آن حالی را که در نشئگی به آن‌ها دست می‌دهد به توصیف بکشند و از سویی دیگر جهان را از منظری دیگر توصیف کنند و تأثیرات مصرف مواد تخدیرزا را در آثارشان بیاوردند. تو گویی اگر همه‌ی نویسندگان مثل توماس مان پرهیزکارانه کار می‌کردند، جهان آن‌چنان از نظر ادبی غنی نبود که امروز هست.

ادامه این مطلب

شمشیر داموکلس

بارها و بارها خوانده، شنیده و احتمالن نوشته بودم: «... مثل شمشیر داموکلس بالای سر آویزان است.» می‌دانستم منظور از این استعاره یک تهدید ِ دایمی است. حتا این هم در ذهنم بود، که داموکلس زندانی سیاسی بوده و چون اقرار نکرده، او را نشانده‌اند زیر شمشیری که با نخی نازک از بلای سرش آویزان است. گفته‌اند اگر بجنبد، نخ پاره شده و شمیشیر گردن او را خواهد زد. از خودم می‌پرسیدم، اگر شمشیر بالای سر اوست، پس باید به وسط فرق سرش بخورد و نه به گردن‌اش. سرانجام رفتم که ببینم اصلن داستان شمشیر داموکلس چیست. آیا داموکلس، طبق ذهنیات ِ من، زندانی سیاسی بوده و آن شمشیر معروف اصلن از کجا و چطور آویزان است. به فارسی، چه در اینترت و چه در «فرهنگ معین» یا «سخن»، چیزی نیافتم. به سراغ منابع آلمانی رفتم. خواندم، یاد گرفتم. گفتم شما هم را هم خبر کنم.


طبق داستانی که سیسروس تعریف می کند، در نیمه‌ی اول قرن چهارم پیش از میلاد مسیح. ِ دینوسیوس اول یا دوم ، فرمانروای سیراکوس در سواحل جنوبی  ِ ایتالیا (سیسیل) بود. داموکلس، یکی از نورچشمی‌های او، اما در حسرت تاج و تخت ِ دینوسیوس بود و از زندگی‌ (بخوان اندازه‌ی قدرت و دارایی‌اش) ناراضی. به  ثروت و قدرت فرمان‌روا رشک می‌برد و او را خوش‌بخت‌ترین انسان روی زمین می‌دانست.
دینوسیوس باخبر می‌شود و تصمیم می‌گیرد، درس عبرتی به او بدهد و فانی بودن قدرت را بویژه در مقام فرمانروایی بزرگ نشان‌اش بدهد. از او دعوت و پذیرایی شایانی می‌کند و از دامکلوس می‌خواهد روی تخت ِ فرمان‌روایی جلوس کند. پیش از آن اما سپرده بود، شمشیر تیزی بر بالای تخت ِ فرامانروایی بیاویزند؛ شمشیری که فقط با موی اسب از سقف آویزان بود و تکان می‌خورد. داموکلس، حیران و با عیشی منقص شده از دینوسیوس معنی ِ شمشیر را می‌پرسد. پاسخ می‌شوند: این شمشیر نماد دشمن و خطری دایمی است که به خاطر قدرت و ثروت در معرض همیشگی ِ آن قرار دارم. ثروت و قدرت به هیچ وجه از جان ِ من حفاظت نمی‌کند. داموکس درمی‌یابد: هرکه بامش بیش، برف‌اش بیش‌تر.
شمشیر بر فرق سر فرود می‌آید، اگر موی اسب پاره شود.
این‌جا را ببینید.

غرب در ذهن ِ من

در پاسخ به فراخوان ِ مهدی جامی 

در بضاعت ِ من نیست از «غرب در ذهن ِ ایرانی» بگویم، چرا که نه جامعه‌شناسم و نه روان‌شناس. من می‌توانم تنها از تصویر غرب در ذهن ِ خودم بگویم: یکی در ذهن ِ منی که تا بیست و شش سالگی‌اش را در شهری بسیار کوچک در شمال ِ ایران گذرانده و دیگری در ذهن ِ  منی که تا امروز بیست و چهار – پنج سالی می‌شود، در غرب زندگی می‌کند.

ادامه این مطلب

یادآوری

نگفته بودم گابریل گارسیا مارکز همان روزی به دنیا آمد که من؟ این جا را بینید لطفن!

دسامبر، ماه تولد و مرگ ریلکه (Rilke)

«رنه کارل ویلهلم یوهان یوزف ماریا ریلکه»‌ی اتریشی بی‌تردید یکی از بزرگ‌ترین شاعران آلمانی زبان و ادبیات جهان است. او در چهارم دسامبر ۱۸۷۵ در پراگ، که در آن زمان متعلق به امپراطوری ِ اتریش- مجارستان بود، متولد شد.
پیش از او دختری به دنیا آمده بود که خیلی زود مٌرد. هنگامی که ریلکه ده ساله بود، پدر و مادرش از هم جدا می‌شوند و مادر ریلکه او را همراه خود به وین می‌برد. مادر، داغدار دختر از دست رفته، ریلکه را تا شش سالگی مثل دختربچه‌ها بزرگ می‌کند: با عروسک و لباس دخترانه و موی بلند...
بقیه در رادیو زمانه

هاینریش بٌل ( Heinrich Böll) جاسوس ِ سیا؟

چهارشنبه 29 نوامبر امسال کانال ِ فرانسوی – آلمانی ِ آرته arte، فیلم مستندی از هانس رودیگا مینوف Hans-Rüdiger Minow  پخش کرد که در آن با ارایه‌ی اسنادی که حاصل ِ تحقیقات سه ساله‌ی او در آرشیو سیا بوده، هاینریش بٌل متهم به هم‌کاری با سازمان سیا میشود. این فیلم ثابت می‌کند...ادامه در رادیو زمانه

.: Rss1 - Rss2 - Xml - Movabletype 3.2 - Design: UPageNet™ - CopyRight © naserghiasi.com - هرگونه استفاده از مطالب ِ این صفحه منوط است به اجازه از صاحب ِ آن و یا لینک دادن به صفحه :.