همهی ما كه میاندیشیم و رویا میبینیم، حسابدار و كمك حسابدار یك بزازی یا مغازهای دیگر جایی در پایین شهریم. دفتر مینویسیم و از ضررها رنج میبریم؛ جمع میزنیم و ادامه میدهیم؛ حساب كُل میگیریم و موجودی نامرئی همواره مخالف ماست.